آیا کسی اطلاع دارد که در کشور ما تورم کیلوئی چند محاسبه میگردد؟!؟!؟!

ژانویه 27, 2009 با sookhte

economic22

سالهاست که غول گرانی گلوی ملت مارا میفشارد و هرسال قیمتها با سرعت و شتابی بیش از افزایش در آمدها سر به فلک میرسانند. اما هر از چند گاهی متولیان امور اقتصاد و پول کشور ما براحتی مسبب اصلی گرانی و کاهش قدرت خرید مردم را تورم معرفی میکنند. ماکه نفهمیدیم این تورم چیست و چگونه غولی است که شاخش را کسی نمیتواند بشکند. ولی در این میان ظاهرااشتباهی پیش آمده است چرا که مطمئنا در سیستم های اقتصادی برای حالت و وضعیت تورم تعریف مشخصی وجود دارد و یا در یک سیستم اقتصادی مشخص بنابر تغییراتی که در قیمتها و سایر فاکتورهای اقتصادی پیش می آید پدیده تورم بوقوع می پیوندد ولی این موضوع چه ربطی به کشور ما و سیستم اقتصادی حسین قلی خانی آن دارد. آیا مثلا تورم در سیستم اقتصادی یک کشور اروپائی با کشور ما قابل مقایسه است ؟.آیا تعریف تورم برای کشورهائی با سیستم اقتصادی مشخص با تعریف تورم در کشور ما یکی است. گذشته از تمام این صحبتها ظاهرا مشکل اصلی در جای دیگری است . در کشور ما عده خاصی با استفاده از رانتهای مختلف با در آمدهای سرشار بدون اینکه هیچ گونه نظارتی بر کار ویا تولید و گردش سرمایه آنها موجود باشد باختیار خودشان و بنابردلخواهشان در قیمتها دست میبرند و باعث افزایش قیمتها میشوند البته با هدف در آمد بیشتر و در نهایت نام این بی برنامگی و بی مسئولیتی و عدم وجود هرگونه نظارتی بر قیمتهارا میگذارند تورم . تورم کجا بود؟ کدام تورم ؟ این لجام گسیختگی است نه تورم . آیا کسی اطلاع دارد که در کشور ما تورم کیلوئی چند محاسبه میگردد؟!؟!؟!

ژانویه 27, 2009 با sookhte

اگر نسل جوان امروز بجای ما نسل جوان زمانه بعداز انقلاب اسلامی بود چه میکرد؟

ژانویه 15, 2009 با sookhte

150608891

مثل بچه آدم داشتیم درس میخوندیم و سرمون گرم کتاب و مدرسه بود که چو افتاد آی نشستین دارند مملکت را چپاول میکنند .دارند ملت را تکه تکه میکنند.حق ما ملت را دارند میخورند. بدور و برخودمون که نگاه میکردیم آرامش بود و صفا ولی خوب همه میگفتند که ای آقا از همه دنیا عقب افتادیم و دنیای امروز چنین است و چنان و چرا ما مثل آلمان نیستیم و …..

بهرحال در جریان انقلاب افتادیم و انقلاب به سرانجام رسید . مدتها مدارس تعطیل بود و مملکت در وضعیت بحرانی . بعد از انقلاب شبها وقتی میخواستیم از خیابان عبور کنیم از مااسم شب میخواستند. اما از پشت سنگرها که جوری در خیابان ها چیده شده بودند که باعث میشد اتومبیلها بصورت مارپیچ ازمابین آنها حرکت کنند اکثرا دود و دمی بلند میشد و بوی علف بمشام آدم میرسید (شخصا شاهد بودم در منطقه خیابان نیروی هوائی سابق پیروزی امروز) مدارس که باز شد یک عده از دانش آموزان که اکثرا تیپ خاصی هم داشتند هرروز صبخ دم درب مدرسه تا ناف آدم رو هم میگشتند حتا داخل جیبها و کیفهارا چک میکردند. تعطیلات عید سال 59 علیرغم اینکه دانش آموز بودم توانستم موافقت خانواده برای یک سفر به شمال کشور با دوستم را جلب کنم (اولین سفر مجردی زندگیم) که در تمام مسیر تا بندرانزلی (پهلوی آنزمان) در هر شهری اتوبوس مارا نگه میداشتند ویک نفر مانند اینکه از همه طلبکار است وارد اتوبوس میشد و به قیافه ها نگاه میکرد و از بعضی ها کارت شناسائی میخواست و از بعضیها میخواست که ساکشان را بیاورند تا محتویات آنرا بازرسی کند . در تمامی حدودا ده سال بعد از انقلاب در هرشهر و روستائی عده ای بودند که جلوی ماشینهارا میگرفتند و قیافه افراد را با کارت شناسائیشان چک میکردند و بعد هم سوال و جواب که کی هستی از کجا می آئی و بکجا میروی . نیروی پلیس هم هاج و واج در این میان اصلا نمی دانست چکاره است. بعد هم که جنگ شروع شد و ما نسل جوان آنموقع بر دو دسته تقسیم شدیم (بگذریم از مصیبت چپها و مجاهدین که قصه  دیگری دارد) عده ای که شلوار سربازی برتن میکردند و پیراهن های آستین بلندشان را روی شلوار میانداختند و دسته دیگر آنان که تی شرت میپوشیدند و شلوار جین . حتا مدتی با تیغ موکت بری به دستان افراد ی که آستین کوتاه بر تن میکردند جراحت وارد میکردندو یا با اسپری رنگ میپاشیدند. انقلاب فرهنگی ,جنگ و ما نسل جوان آنموقع که هزاران برنامه داشتیم و از همه چیز وامانده بودیم .اگر آنطرفی بودی که مشکلی نداشتی ولی ماها که اینطرفی بودیم خیلی بهمان سخت میگذشت .برای یک مهمانی یا پارتی دوستانه مثل فیلمهای جیمزباند 007 باید بطریهارا مخفیانه زیر هزار چیز دیگر بمقصد میبردیم و شب موقع برگشتن یا چای خشک میحویدیم یا آدامسهای بسیار تند تا بوی الکل بمشام آنطرفیها که شبها تمام خیابانها در قرقشان بود نرسد. تقریبا هیچ توهینی نبود که بما نشود چرا که میخواستیم آنطور که خودمان میخواهیم زندگی کنیم نه آنطور که آنها میخواهند . در مدارس حتا به لباس و مو هایمان هم گیر میدادند در خیابان بعضیها میتوانستند تا توی شورت آدم را هم بگردند بدون اینکه بدانیم طرف که بود . دائما باید توضیحی برای بودن در محلی که بودی داشتی وگرنه حسابت رسیده میشد.

القصه

ما نسل جوان آنموقع مصیبتها کشیدیم که نگو( شاید یک روزی در این مورد مفصل توضیح بدم). راستی اگرنسل جوان امروزی بجای ما نسل جوان بعد از انقلاب بود چه میکرد؟

راستی چرا ؟ این چه بلائی است که برسر بعضی ازما ها آمده؟

دسامبر 15, 2008 با sookhte

j016

مدتی پیش دوستی از دوستان بالاترین لینکی راارسال کرد که مطالب خصوصی یک کاربر دیگر را بر ملا کرده بود , این که این کاربر چندین آیدی دارد و در مواقع بخصوص به لینک های ضد مذهبی حمله میکند و این لینک علیرغم این که امتیاز نسبتابالائی هم اورده بود توسط بـــالا روســـا حذف گردید.

هنوز در خم کوچه اول مانده ام که چرا کاربری که این چنین طبع لطیفی دارد چطور و چرا بخودش اجازه میدهد که در یک جمع دوستانه (منظور سایت بالاترین ) با چند آیدی به هرچه که خوشش نمی آید حمله کند.کسی که میتواند تا این حد لطافت در گفتار داشته باشه اصلا چرا این کار را انجام میدهد .

سوال اصلی من این است  که چه بروزگار ما ملت ایرانی آورده اند که اشخاصی همچون این کاربر بخودش اجازه میدهد که با تخلف از قوانین در مقابل هرچه که دوست ندارد بایستد .

نفس کار مهم است وگرنه یک لینک حذف شود یا نه هیچ ناثیری نه بر بالاترین و نه بر هیچ یک از کاربران محترم آن نخواهد داشت.

ومن بعد از گذشت چند روز هنوز برایم این سوال مطرح است و هیچ جوابی برایش نیافته ام.

با کوری دو چشم دیگر تنها مقصر اصلی از زیر بار مسئولیتش فرار خواهد کرد

نوامبر 30, 2008 با sookhte

دوست ارجمندمان مسعود خان مشهدی چند روز پیش انگشت بر مطلب مهمی گذاشت و موضوعی را مطرح کرد و بچالش کشید که این روز ها زیاد بچشم میخورد و  شنیده میشود. با نگاهی به مطلب مسعود خان مشهدی میبینیم که باقصاص و یا در واقع کوری دو چشم دیگر نه تنها مشکلی  حل نخواهد شد چه بسا هزینه هائی دیگر   به جامعه ما تحمیل خواهد شد ولی در این میان بتظر من نکته مهمی مورد غفلت گرفته است و آن نیز مسئولیت حاکمان  جامعه میباشد.

اگر شخص خاطی در همین اجتماع متولد شده و زندگی کرده باشد این سوال مطرح میشود که این فرد از سینه کدام مادر شیر نوشیده و از سفره دسترنج کدام پدر ارتزاق کرده است در کلاس کدام معلمی نشسته و تحصیل کرده و در کدام کوچه و با چه اشخاصی دوستی و رفاقت کرده است و به مرحله ای رسیده که با کوچکترین ناکامی زندگی و آینده یک دوشیزه را با ریختن اسید بر سر و رویش تباه کرده است ؟آیا نباید دید و بررسی کرد که این جوان چگونه آموزش دیده و چگونه تربیت شده است که چنین رفتاری از خود نشان میدهد چرا بجای اینکه  این جوان را وادار کنند تا معالجه کامل این دختر خانم باید فرضا ماهی یک میلیون  تومان به این خانم پرداخت کند میخواهند چشمانش را ازاو بگیرند تا باری به مشکلات این جامعه اضافه شود. مگر اضافه شدن دو چشم نابینای دیگر چه مشکلی را حل میکند.

مرده شور این بانکها و سیستم بانکی را ببرد که هم پول ما ملت را میخورند هم پوستمان را میکنند!

نوامبر 20, 2008 با sookhte

0041

مگـرسرمایـه بانکـها و موسسـات مـالی ازهمیـن مقادیـر اندکـی کـه مـا ملـت خـرد خـردو ذره ذره در حسابهـای بانکـی نگـه میداریـم ,تشکیـل نشـده اســت؟  پـس چطـوراسـت کـه وامهـای میلیـاردی و مولتـی میلیـاردی بـه تاجـرها و خونخـواران بـازار تعلـق میگیـرد کـه ایشـان هـم البتـه بـرای بازپـرداخت اقسـاط بانـک بعـلاوه نـزول مربوطـه (شمـا بخوانیـد کـارمزد) در زمـان مقـرر , پــدر ملـت بینـوا را جلـوی چشمهــاشان می آورنـد و در کنـار آن خودشـان هـم سـود کـلان بجیـب میزنـند . پـس در ایـن میـان دوسـره بـار مـا ملـت حقـوق بگیـر بی نـوا میشـود. از طرفـی پولمـان را داده ایـم به بانـک که برایمـان پس انـدازی باشـد از طرفـی با همیـن پولهـا  وامهـای کـلان به اشخاصـی داده میشـود کـه بـرای برگشـت وام پوسـت خود مـا ملـت را میکننــد .

در ایـن میـان اگر توانستیـد, پیـدا کنیـد نشـانی پرتغـال فـروش بی نـوارا!

سلامی بشیرینی و ترشی آلبالو

اکتبر 20, 2008 با sookhte

very_cherry_header_mattbites1